گرمایی در دل سرمای جنگل

5

رویا

۳۰ مهر ۱۴۰۵

من خواب دیدم در یک زمستان سرد با خانواده ام و خانواده دوستم به علاوه دوست پسرم که جدیدا باهاش تموم کردم توی جنگل بودیم ، و همه مشغول خوش گذروندن بودن که من میرم سمت جنگل و پسرخاله ام که قبلا یه هفته با اون بودم رو میبینم و دوستپسرم که جدیدا باهاش تموم کردم کنار هم نشسته بودن، ولی من یادم نمیومد کدوم دوستپسر من هست درحال حاضر پس از دوستم پرسیدم کدوم دوست پسر منه؟ و توی خواب حس میکردم که دلم میخواست دوستپسرم همون شخصی ...

تعبیرگر متخصص

تعبیر کلی

برای تعبیر استاندارد رویای شما. نظرات و تحلیل‌های اولیه ارائه می‌شود.

این خواب در دلِ سرمای زمستان و تاریکیِ جنگل، از جایی درون شما حرف می‌زند که هنوز به گرما، آشنایی و تکیه‌گاه نیاز دارد. حضور خانواده‌ی خودتان، خانواده‌ی دوست‌تان و دو رابطه‌ی عاطفی در کنار هم، نشان می‌دهد که دل شما میان چند پیوند و چند احساسِ ناتمام ایستاده است. جنگل در خواب، جایی است که راه‌ها در آن گم می‌شوند و احساس‌ها بی‌پرده‌تر می‌شوند؛ برای همین سردیِ فضا در کنار گرمای بغل، بو و آرامشِ او، معنای دلتنگی را پررنگ‌تر می‌کند.

این‌که یادتان نمی‌آمد کدام دوست‌پسرِ شما در حال حاضر است، از درهم‌ریختگیِ عاطفی و ازهم‌پاشیدنِ مرزهای خاطره و حال حکایت دارد. شما در خواب به‌دنبال همان کسی می‌گردید که دل‌تان هنوز به او متمایل است، و وقتی روی پاهایش می‌نشینید، تصویرِ نیاز به امنیت و نزدیکی خیلی روشن می‌شود. بعد، رفتنِ او برای کمک به پدر شما و آغوشِ پسرخاله، دو جور تکیه را کنار هم می‌گذارد: یکی تکیه‌ی عاطفی و دیگری تکیه‌ی خانوادگی. حسِ عجیبی که با بیدار شدن مانده، بیش از هر چیز، دلتنگیِ زنده و ناتمامِ شما را نشان می‌دهد؛ دلتنگی‌ای که هنوز در بدن و حافظه‌تان مانده است.

نظرات

نظری بگذارید

0